ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
صورتبندی نزاعهای امروز بر سر طرحهای پیشبرنده برای عبور از شرایط خطیر کشور، متکثرتر و پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را به دوگانههای سادهای چون «دولت و بازار»، «مقاومت و سازش» یا «غربگرا و انقلابی» فروکاست. در واقع، مسئله بر سر چند تصور متفاوت از آینده ایران، نسبت دولت و جامعه، الگوی توسعه و چگونگی مواجهه با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی است.
اما یک خلأ جدی در این میان وجود دارد: بخش مهمی از این نزاعها هنوز نتوانستهاند به یک مسئله عمومی تبدیل شوند. نزاعی که فقط در اتاقهای کارشناسی، محافل دانشگاهی، رسانههای تخصصی یا میان گروههای سیاسی رخ دهد، حتی اگر از نظر نظری درست باشد، لزوماً به تغییر در میدان سیاستگذاری منجر نمیشود. طرحهای بدیل زمانی امکان پیشروی پیدا میکنند که بتوانند برای خود پایگاه اجتماعی، زبان عمومی و روایت قابل فهم از آینده بسازند. یارگیری از عرصه عمومی صرفاً یک تاکتیک رسانهای نیست؛ بخشی از فرآیند تبدیل یک ایده به مطالبه و سپس تبدیل مطالبه به تصمیم است.
از این منظر، یکی از نقدهای جدی به وضعیت امروز «جریان توسعه ایرانی» آن است که میدان نزاع بهتدریج به مسائل حاشیهای، فرعی و کماثر سوق پیدا کرده است. به جای آنکه پرسش اصلی این باشد که ایران در این وضعیت تاریخی چگونه میتواند یک مسیر توسعهپذیر، عادلانه و تابآور برای خود طراحی کند، بخش قابل توجهی از انرژی فکری و رسانهای صرف جدالهایی میشود که توان توضیح دادن «فرایند» را ندارند.
ما به جای تصویر کردن مسیر، دائماً درباره نشانههای بحران حرف میزنیم. این درحالی است که جامعه فقط با تشخیص بحران بسیج نمیشود؛ با فهم امکان عبور از بحران بسیج میشود.
اگر تمام ادبیات ما حول تورم، فساد، ناکارآمدی، انسداد، بحران، تحریم، بیدولتی و شکست سیاستهای موجود شکل بگیرد، حتی نقد درست نیز میتواند در نهایت به تولید یک احساس عمومی از بیافقی منجر شود. جامعهای که دائماً به او گفته میشود «این راه غلط است»، اما تصویر روشنی از راه دیگر دریافت نمیکند، الزاماً به سمت تغییر حرکت نمیکند؛ ممکن است صرفاً به سمت یأس، انفعال و بیاعتمادی حرکت کند.
بنابراین امروز بیش از هر چیز به یک طرح افقگشا نیاز داریم. اما طرح افقگشا بدون «ادبیات رهگشا» شکل نمیگیرد.این شاید یکی از ضعفهای مهم جریانهایی باشد که امروز در نقد سیاستهای رایج بازار آزاد، خصوصیسازی افراطی، قیمتگذاری شوکآور یا الگوهای مسلط توسعه در کشور فعالاند. بسیاری از این نقدها از حیث مسئلهشناسی حرف مهمی برای گفتن دارند، اما هنوز نتوانستهاند زبان تازهای برای توضیح آینده تولید کنند. گاهی زبانشان بیش از حد انتزاعی است؛ گاهی بیش از حد شعاری.
یک جا همه چیز به «اقتصاد اسلامی» ارجاع داده میشود، جای دیگر به «انقلابیگری»، «عدالت»، «مردم» یا «مقاومت». اما این مفاهیم زمانی میتوانند نیروی اجتماعی تولید کنند که از سطح شعار عبور کرده و به صورتبندی ملموس یک زندگی بهتر و یک آینده ممکن تبدیل شوند. نزاع بر سر آینده، به زبان آینده نیاز دارد.
یکی دیگر از پاشنهآشیلهای جدی این جریانها، سیاسیزدگی نزاع است. هر مسئلهای که به سرعت به صفبندیهای سیاسی موجود فروکاسته شود، بخشی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست میدهد. اگر نقد یک سیاست اقتصادی بلافاصله به دعوای «این جناح و آن جناح» تبدیل شود، امکان آنکه یک مسئله تخصصی و واقعی به یک مطالبه عمومی تبدیل شود کاهش مییابد.
ادبیات پیشبرنده نه ادبیات تبلیغاتی است، نه ادبیات دانشگاهی صرف و نه شعار سیاسی. ادبیات پیشبرنده باید بتواند پیچیدگی واقعیت را حفظ کند، اما آن را برای جامعه قابل فهم کند؛ باید از سادهسازیهای خطرناک پرهیز کند، اما در انتزاع نیز گرفتار نشود؛ باید بحران را توضیح دهد، اما در بحران متوقف نماند؛ و باید از آرمان سخن بگوید، اما آرمان را به مسیر، نهاد و سیاست ترجمه کند.ایران امروز بیش از یک فهرست از مشکلات به یک روایت قابل باور از امکان عبور نیاز دارد.
تاریخ انتشار: 1405/06/11
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.